السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
59
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
الف ) آزاد سازى انسان از بت پرستى قوم عرب ، كه قرآن كريم بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در محيط زيست آنان نازل گرديد ، فطرتا " معتقد بودند كه خداوند يكتا آفريننده و مدبّر جهان آفرينش است : وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . . . « 1 » ؛ امّا ، بر اثر ضعف فكرى و دور افتادنشان از عهد نبوّت و دوران زيست انبياى الهى ، وجود واسطههاى موهومى را ميان خداوند متعال و بندگانش پذيرفته بودند ، و مىپنداشتند كه آن واسطههاى خيالى ، مىتوانند به آنان سود و زيان برسانند ؛ اين بود كه آن خدايان را در بتهايى تراشيده از سنگ تجسم بخشيده بودند ، و آن بتهاى سنگى را در عبادت و دعا و پرستش و نيايش شريك مىگردانيدند ، تا جايى كه اين انديشهء وساطت در اذهان آنان تحوّل يافت و [ در نهايت ] از اعتقاد به الوهيّت آن واسطهها برآورد ، و آن بتها را در تدبير امور كاينات با خداوند سبحان شريك پنداشتند : أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ ، وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى ، إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي ما هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ . . . « 2 » . ديگر چيزى نمانده بود كه حريم تمايز ميان واسطهها با خداوند متعال برداشته شود ؛ بتپرستى با زشتترين صورت خود همه جا را فرا گرفته بود ، و قوم عرب در شرك و پرستش بتها و اعتقاد به خدايان متعدّد و گوناگون غوطهور گرديده بود . هر قبيله و هر شهر براى خود يك بت ويژه داشت ، حتّى هر خانهاى يك بت اختصاصى داشت . كلبى گفته است : « اهل هر خانه در مكّه يك بت در خانه داشتند كه آن را مىپرستيدند . و هر گاه يكى از اهل خانه عزم سفر مىكرد ، آخرين كارى كه در منزل انجام مىداد ، لمس كردن آن بت بود . هنگامى كه از سفر باز مىگشت ، نيز نخستين كار او همزمان با ورود به منزل ، لمس كردن آن بت بود » . « 3 »
--> ( 1 ) زخرف / 87 . اين گرايش فطرى نه تنها صفت قوم عرب كه صفت فطرى همهء اصناف آدميان است - ويراستار . ( 2 ) زمر / 3 ( 3 ) الاصنام ، كلبى ، 33 .